نکاتی که یک بابایی در طول سی سال برنامه نویسی یاد گرفته

حین مرور وب سایت .NET Tips به یک لینک پر بازدید برخوردم که در آن، یک بابایی به اسم Julio نکاتی را که به قول خودش در طول سی سال برنامه نویسی یاد گرفته، آورده است. از خواندن سریع آن لذت بردم و بد ندیدم که بعضی از نکات جالب آن را اینجا باز تکرار کنم.

Be ready to throw your code away
هیچ وقت از این که کدتان بی استفاده مانده یا این که به سادگی جایگزین شده نزنید زیر گریه.

Future thinking is future trashing
خیلی از مدیران داخلی عادت دارند به خاطر صرفه جویی در هزینه، درخواست تولید کدی را بدهند که فعلا استفاده برای فلان feature اش نیست ولی در آینده ممکن است به آن نیاز شود. بعضی برنامه نویس ها هم برای این که نشان دهند خیلی به موضوع مسلط هستند توی این دام می افتند. من یکی که اقلا سه چهار سالی است که دوستان را از آن نهی می کنم.

If a function description includes an “and”, it’s wrong
چقدر در جلسات بررسی کد گلوی خودم را پاره کرده و می کنم که فلان متود چرا 200 خط کد دارد؟ چقدر دیگران با نگاه شک آلودی پرسیده اند که چرا فلان متودی که نوشتی فقط 5 خط کد دارد؟

Understand and stay way of cargo cult
یعنی چون همه شرکت ها از MS SQL به عنوان دیتابیس استفاده می کنند، ما هم برای فلان پروژه فسقل ذره مون هم باید همین کار را بکنیم؟ نمیشه به SQLite یا امثالهم رضایت بدید؟ کارفرما نمی فهمه که نفهمه. ما که خودمان می دانیم داریم چه گلی به سرمان می زنیم.

Companies look for specialists but keep generalists longer
شرکت های ما هم معمولا اول کار دنبال یک نفر می گردند که فلان چیز را خیلی خوب مسلط باشد اما از شروع ماه دوم انتظار دارند که کارمند جدیدشان مثل آچار فرانسه همه کاره باشد. راه فراری نیست، بازار اینجوری دوست دارد و همه باید به این موضوع احترام بگذارند.

When it’s time to stop, it’s time to stop
وقتی خسته هستید، وقتی مریض می باشید، وقتی که وقت دکتر دارید و خلاصه وقتی که توانایی مغزتان پایین تر از حد نرمال است، کد نزنید. در غیر این صورت فردا که برگشتید یک عالمه باگ منتظر حضورتان هستند.

Learn to say no
این یکی که شاه کلید توصیه هاست. نه فقط در کد نویسی، بلکه در زندگی اجتماعی هم کار راه بنداز است. چند نفر را می شناسید که خاطره بد از نگفتن نه نداشته باشند؟

Learn to recognize toxic people; stay away from them
این یکی را هم مثل قبلی آویزه گوش کنید. همیشه از آدم های منفی، نا امید و تنبل دوری کنید. اصلا اسمشان را از روی گوشی تلفن تان هم پاک کنید.

Learn when to quit
همه ثبات کاری دوست دارند. جابجایی بیش از حد برای رزومه هیچ کس خوب نیست. اما چه می شود کرد، توی هر شرکتی و هر شرایطی هم نمی توان ماند و ادامه داد. شرکت هایی که کمکی به افزایش توانایی های شما نمی کنند، شرکت هایی که سرعت فسیل شدن شما را بیشتر می کنند، شرکت هایی که تقویت کننده حس تنهایی شما هستند و شرکت هایی که رو به ورشکستگی هستند ارزش ماندن و ادامه دادن ندارند.

I.T. world is a very small egg
این موضوع حداقل در شهری مثل تهران صادق است. در طول دوران کاری تان مدام به دوستانی برخورد می کنید که شش سال یا ده سال قبل با خودشان یا یکی از دوستان نزدیک شان همکار بوده اید.

Blogging about your stupid solution is still better than being quiet
شما هم هر چقدر که می توانید، بنویسید و حضور آنلاین داشته باشید. مهم نیست که کیفیت نوشته ها واقعا بالا است یا نه. مهم نیست که چند نفر به شما تیکه می اندازند یا شما را مبتدی فرض می کنند. وبلاگ داری، دوستان جدید و فرصت های تازه برای شما فراهم می کند.

شما هم نکته ای برای اضافه کردن به این لیست دارید؟

اصل مطلب در آدرس زیر منتشر شده است:
https://blog.juliobiason.net/thoughts/things-i-learnt-the-hard-way

Comments

  1. Pingback: نکاتی که یک بابایی در طول سی سال برنامه نویسی یاد گرفته - ایده طلایی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *