ششمین روز

امروز جمعه اول آذر 1398 و ششمین روزی است که اینترنت نداریم. توی این شش روز اینقدر افکار مختلف از سرم گذشته اند که اگر می خواستنم بنویسم، هر دو ساعت یک پست تازه منتشر می کردم. دیروز اخباری مبنی بر وصل اینترنت در دانشگاه ها و ADSL خیلی از مراکز استان منتشر شد. هر چند که تا این لحظه که ظهر جمعه به حساب می آید خبری نشده است اما به لطف همین اخبار است که با چهره های مختلفی از آذری جهرمی آشنا و به اصطلاح شاک عادت کردم. جریانات اخیر، پست های متعدد ویرگولی و صحبت های شفاهی درباره اینترنت و بنزین به من نشان داد که اگر خدای نکرده وضعیت ما مثل سوریه شود، هم نیروهای دولتی به سمت من تیر اندازی خواهند و هم نیروهای مخالف دولت. درست مثل همین الان که هم دول خارجی از ما بدشان می آید و هم دولت خودمان. خدا به همه ما رحم کند.

کلا وضعیت یک جوری شده که اگر بخواهی یک کلام از مزایا یا ضرورت افزایش قیمت بنزین حرف بزنی باید منتظر حمله اطرافیان باشی و برچسب ساندیس خور. اگر هم بخواهی به کسی دل داری بدی که حالا که اینترنت قطع است چطور به زندگی ادامه بدهیم، باز هم باید منتظر قطار کلمات ناشایست باشی. کلا زندگی ما توی این مملکت شده این که یا باید از چماق مخالفین بترسیم یا از گونی موافقین. حکومتی ها دست روی تمام جنبه های زندگی ما گذاشته اند و خودشان را در هر چیزی صاحب حق می دانند. مخالفین هم که عاشق دلباخته فیک نیوز و وندالیسم. باز هم خدا به ما رحم کند.

سه چهار روز اول قطع اینترنت حس شروع یک جنگ داخلی را داشتم و هر آن انتظار داشتم اخبار درگیری مسلحانه از شهرهای مختلف به گوش برسد. اما سه چهار روز دوم را بیشتر توی یک حس نوستالوژی دهه نودی (میلادی) سیر می کردم. شلوارهای ساسون دار که آن موقع رایج بود، مایکل جکسون، اینترنت 56K، دوربین های عکاسی که نگاتیو 36 تایی می خوردند و حتی کمودور 64 چیزهایی هستند که این روزها پس کله ام به نمایش در می آیند. خدا به سه چهار روز سوم رحم کند!

این روزها سر هاستینگ ها حسابی شلوغ بوده. هر چه VPS اینترنت دار و بدون اینترنت که داشتند فروختند. هر چه سرویس ایرانی هم که داشتند همین طور. فکر کنم این یک هفته را شبانه روزی سر کار بودند! فکر کنم اگر اوضاع همین طور باقی بماند، دو سه هفته دیگر موجی از استخدام در جابینجا راه بیفتد. یکی از هاستینگ هایی که ازشان سرویس دارم، قابلیت های ضد تحریمی هم معرفی کرده. یعنی در ویژگی های سرویس هایش نوشته که این سرویس ضد تحریم هم هست! البته فکر می کنم این موضوع کمی قدیمی است ولی به هر حال من تازه این چند روز دیدم. بعضی افراد و گروه ها سعی کرده اند راه هایی برای دسترسی به اینترنت پیدا کنند و آن را با بقیه به اشتراک بگذارند. مثل این و این یکی. بعضی ها اینترنت را به دوران پیشا بنزینی و پسا بنزینی تقسیم کرده اند. این چند روز سرگرمی بعضی مردم هم شده چرخ زدن در اپ دیوار و دیجی کالا. بعضی ها هم سعی کرده اند اجازه ندهند وقت شان تلف شود و سعی کرده اند در نبود اینترنت به کارهای دیگری بپردازند. البته چند بد و بیراه هم توی کامنت هایشان دیده می شود که شما چرا می خواهی به نبود اینترنت عادت کنی. یک دوست ندیده ای هم از مصائب نداشتن اینترنت به عنوان برنامه نویس گفته که دل سنگ رو هم به درد می آورد.

دیروز و امروز که قرار بوده اینترنت وصل شود، من به روزهای اول پس از اتصال فکر می کنم و به روزهای بعدترش. احتمالا چند روز اول کلی مشکل DNS خواهیم داشت. تا چند روزی باید کارهایی موقتی و دستی را به سیستم های مکانیزه برگردانیم. نهایتا باید برنامه ریزی بلند مدت هم داشته باشیم. من چند تا کار برای آن روزها در نظر دارم:

  • ایمیل بکاپ برای جیمیلم که از اینترنت داخلی هم قابل دسترس باشد. این روزها کلی ایمیل مهم از دست دادم. ورود به خیلی از سرویس ها را هم به همین دلیل از دست دادم. مطمئنم خیلی ها هم دسترسی واجب به فایل ها و محتواهای مهم داخل ایمیلشون داشتند که اونها هم این مدت از کار بیکار شده اند.
  • تهیه Plan B برای سرور پروژه که با خرابی آن بتوانیم خیلی سریع به سرور جدید سویچ کنیم.
  • افزودن ویژگی های شرایط بحرانی به هر پروژه ای که همین الان در دست توسعه داریم.
  • حفظ برنامه بکاپ منظمی که همین الان هم همه باید داشته باشند.
  • برنامه ریزی مانور قطعی برای پروژه هایی که با تعداد زیادی کاربر در ارتباط است.
  • پیدا کردن ابزارهای ارتباطی که کمترین لطمه را از قطع اینترنت بخورند. آیا توی پیام رسان ها هم چیزی به اسم Peer to Peer connection داریم؟
  • ترویج بیشتر git به عنوان یک سورس کنترل مقاوم به قطعی اینترنت
  • راه اندازی یک Nuget Server اینترنال داخل شبکه شرکت
  • آرزو برای داشتن یک نسخه Mirror از StackOverflow

Comments

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *