حتی اگر یک برنامهنویس تازهکار باشید، باز هم قاعدتاً با خیلی جاها قرار مصاحبه داشته و برای مصاحبه به خیلی جاها سر زدهاید. درست است که مصاحبه فرایندی است که طی آن یک برنامهنویس از سمت شرکت مربوطه مورد ارزیابی قرار میگیرد. اما یک برنامهنویس هم میتواند از همین قرار مصاحبه برای سنجش شرکت مورد نظر استفاده کرده و در صورت لزوم دور آن شرکت را خط بکشد. بنده بر اساس تجاربی که بر اساس چندین و چند مصاحبهای که در چند سال اخیر خصوصاً چند ماه گذشته داشتهام به نکاتی پی بردهام که علیالخصوص در مورد شرکتهای خصوصی خیلی مصداق دارد:
۱- رعایت ساعت دقیق وقت مصاحبه توسط مصاحبه کننده: اگر شرکت نمیتواند در مورد زمان شروع مصاحبه منظم باشد پس در مورد خود مسائل کاری و پرداخت حقوق هم نمیتوان توقع زیادی از آنها داشت.
۲- گم شدن یا دم دست نبودن رزومهای که قبلاً برای آنها فرستاده بودید: باز هم نشانه بینظمی شدید است.
۳- پرسیدن سوال از تمام زمینههای برنامهنویسی خصوصاً اگر عنوان شغلی مورد تقاضای شما صرفاً یک حیطه خاص مثل وب را پوشش دهد. در بعضی از مصاحبهها هم از C# سوال پرسیده میشود هم از ASP.NET، SQL/SQL Server، WPF، WCF و خیلی چیزهای دیگر. پرسیدن سوال از زمینههایی چنین متنوع معنیاش این است که تیم توسعه آن شرکت چیز زیادی از توسعه نرمافزار نمیداند.
۴- پرسیدن سوالات مرسوم در گزینشهای ادارات دولتی: مثل پرسیدن سوال از گرایشات سیاسی یا وضعیت مذهبی فرد مصاحبه شونده. پرسیدن این طور سوالات یعنی تمرکز آن شرکت صرفاً بر روی مهارتهای برنامهنویسی شما نیست و معیارهای دیگری هم دارد. به همین خاطر در این طور شرکتها سطح فنی معمولاً پایین بوده و معیار سنجش افراد به جای تسلط فنی آنها، نوع گرایش سیاسی یا مذهبی آنها خواهد بود.
۵- حضور خانمها با ظاهر غیر معمول یا وجود آزادی غیر معمول در رفتار کارمندان شرکت. این موضوع هم نشانه بینظمی است و هم مثل مورد قبلی نشانه عدم تمرکز شرکت مذکور در امور توسعه نرمافزار است. در این طور شرکتها وقت افراد بیشتر به گپ زدنهای غیر کاری میگذرد تا به امور کاری.
۶- تاکید بیش از حد بر معدل و نمرات دانشگاهی بدون توجه به مهارتها و قابلیتهای ملموس فرد مصاحبه شونده.



دیدگاهها
خیلی ممنون
استفاده کردم
اگر عاقل باشم از تجربه استفاده می کنم
و الا خودم تجربه می کنم
این نظر توسط نویسنده حذف شده است.